به مناسبت روز معلم
زهرا جوادي/ بيرم: در خانه های پارچه ایمان هفت پادشاه را در خواب می دیدیم که با دیدن نغمه ی بوی ماه مدرسه راهی ادبستان شدیم.
صبوح کودکیمان سر می رفت و مدام می ریخت در جام صبر و تحملت، جهان رویاهامان جان گرفت و با عبور از پیاده روی محجوب و خلوت کودکی به کوچه ی شلوغ نوجوانی رسید، آتش فشان به پرواز در آمده ی روحمان هوای آن روزهای راهنمایی خواهی را تب کرده بود، تب و تاب و بی تابی های مهتابی گرم راهنمایی نیز از کوچه مملواز غرور و خیال و اختیار گذشت و رسید به ابتدای خیابان دبیرانی که ستودنی هستند و ستایش می خواهد ستادن درسشان.
همواره مدام می ریزیم به جام صبر و تحملتان و بر ورای کرسی فرزانگی بر اریکه ی ناز تکیه داده ایم، دست نیاز داریم به سوی دیدی ترکیبی از زمین تا آسمان جغرافیای وجود که بتوانیم تاریخ را تکرار نکنیم! غرق شویم در آبی های این جهان و مدینه ی فاضله ای بسازیم از جامعه ای توحیدی بلکه نور انتظار دل و دینمان را سبز گرداند.
می خواهیم آن قدر بزرگ باشیم که فاکتوریل بیاید مقابل اسم مان، رسم مان، نه از برای غرور و جاه و مال، انسانیت ببارد از روانمان!
می خواهیم میوه ی روانمان را بشناسیم و خوش بچینیم،خوش به کار بندیم فلسفه ی وجودمان را، علت فاعلیمان معلوم است، می خواهیم علل مادی و صوریمان چنان باشد که هیچ منطقی نتواند ما را با مجادله و خطابه به مغالطه اندازد.
ما از همان خانه های پارچه ای تار و پودمان را آموختیم با بوی راه مدرسه هم نوا ببارند تا در زمین ادبمان بذر زیتون کشت کنیم.
ما با تو آموختیم هفتمین پادشاه خواب هایی باشیم که دیگران می بینند.
تو را دوست داشتیم قبل اینکه خودمان را بشناسیم و تو را شناختیم از همان خانه های پارچه ای مان.
برچسب:
نویسنده: دانلودی