در قسمت دوم از «آواهای سرزمین لارستان» به شهر اوز سفر کرده و پای «چریکه» بانویی خوش صدا نشسته ایم(۱). [قسمت اول: شروه خواني زنان لارستان در محرم]
شعر این چریکه توسط «عبدالله شافعی» سروده شده است و داستان از این قرار است که شاعر بیمار به هر کاری دست می زند تا بیماریش بهبود یابد؛ از داغ کردن بدنش گرفته (از روشهای رایج دوران قدیم) تا استفاده از داروهای محلی نظیر دریمه و آویشن. ولی اين اقدامات چاره ساز نبوده تا اینکه خَیّری به نام «ملا عبدالله یزدانی»(۲) پزشكي آلمانی را به شهر اوز مي آورد تا در آن روزگاران بيماران را درمان کند.
این چریکه به نوعی نشان از تاریخ نگاری ادبی گذشته این مردم دارد و به نوعی سند قابل اتكايي برای اثبات فرهنگ نیک اندیشی خطه لارستان کهن می باشد. ضروری است قبل از گوش سپردن به این آوا با این نوع (گونه) ادبی (چريكه) آشنا شویم:
چریکه (ballad) آوازی است که در ضمن آن قصه ای تعریف می شود و به گونه ی معمول با موسیقی و حرکات موزون همراه است؛ ویژگی های این نوع ادبی را این گونه می توان برشمرد:
۱) داستان ناگهانی و بدون مقدمه در آن شروع می شود
۲) زبان داستان بسیار ساده است
۳) داستان به طریق گفت و گو و کردار بیان می گردد
مایه ها و خصوصیات این نوع ادبی در ادبیات شفاهی آلمان قدیم همچنین آثار هومری به کار می رفته است. در این نوع ادبی تکرار فراوان به کار می رود. کنش و کردار محدود شخصیت های داستان و سرعت انگیزی رفتار آنان یا بیان راوی موجب می شود تا نتوانیم شخصیتها و خصوصیات آنان را به تشریح بیان کنیم.
به طور معمول می توان چریکه را به دو نوع گوناگون متمایز کرد:
الف)چریکه عامیانه
ب)چریکه ادبی
چریکهای عامیانه معمولا از هویت و نام و نشان برخوردار نیستند و به طور شفاهی به اصطلاح از سینه ی خواننده به دیگران منتقل می شود.این نوع ادبی هنوز در شمال یونان، بخشی از بالکان مرکزی و در سیسیل به عنوان سنتی برپا رواج دارد.(۳)
چريكه اين بخش به لهجه اوزي را ادامه بشنويد و دانلود كنيد:
http://aftablarestan.ir/wp-content/uploads/2016/03/cherikeh.mp3منابع :
(۱): این کلیپ صوتی از شبکه اجتماعی گرفته شده و هویت این بانوی آوازخوان بر ما هویدا نیست.
(۲): ساخت اولین درمانگاه در اوز با تلاش و همت زنده یاد عبدالله یزدانی توسط ده نفر بنّا و چندین کارگر از اوز و ده نفر بنّای ماهر که از شیراز به اوز آورده شده بودند، طي مدت سه سال و در سال ١٣٢٨ انجام شد. آن زمان برق نبود، لوله کشی آب هم نبود. خانواده عبدالله یزدانی ناچار بودند در شرایط سخت ان روزها، به تمامی بنّاها و کارگرها صبحانه و ناهار بدهند. مخصوصا آنهایی که از شیراز برای ساخت درمانگاه آمده بودند، شام هم می خواستند. تمام در و پنجره های درمانگاه توسط استاد حاج محمد یوسف فقیهی ساخته شد. چون برق نبود، دستگاه موتور برق توسط عبداالله یزدانی برای درمانگاه خریداری شد. بلاخره با سختی های فراوان ساخت درمانگاه به پایان رسید.
بعد از اتمام کار نوبت نصب تابلو سر در درمانگاه رسید. آن خیّر بزرگ مانع از نوشتن نام و نشانش شد. اولین پزشکی که در این درمانگاه شروع به کار کرد پزشکي آلمانی بود که با خانواده به اوز آمده بودند. بعد از ان دکتر مبصر، مجیدي، بهجت نیا و پزشکي پاکستانی و سپس دکتر کاظمی لاری سالها در این درمانگاه به مردم خدمت كردند.
(۳): کتاب داستانهای ایرانی , احمد تعیم داری , پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی، نشر سوره، ص ۲۶
- - , .
برچسب:
نویسنده: دانلودی