منيره جهان بين/ صحبت: ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی وخدایی… به رسم عشق سر برآستانت می گذارم، به رسم نجابت در سنگر معرفت و حیا مبارزه می کنم، به پاس حجب و غروری که عطایم کردی به بلندای تاریخ سکوت عفت پیشه می کنم، تا برادرانم، پدرانم و فرزندانم با خاطری آسوده و قلبی مطمئن انقلاب کنند… و من چادر را به رسم وآئین مهربانوان سرزمینم سلاح زیبا زیستن وزیبا اندیشیدن برگزیدم در… «انقلاب چادرها»…
در میزبانی ریحانه ها…. ایام الله دهه فجر، ایثار و مقاومت، عشق و شهادت و صفهای طویل و در هم تنیده ی مردمی که از جان «الله اکبر» گفتند، غریو و فریادهای زنان و مردانی که به رسم انسانیت حماسه آفریدن… و اینک سیاهی چادرت… مادرم، خواهرم انقلاب اندیشه هاست در بحبوحه ی صبر وایستادگی… «انقلاب چادرها» با مسمی و متین بر دل می نشیند در نشستی که از سوی دفتر امور بانوان فرمانداری برای بانوان شهرم برگزار شده، بانوانی که شور وشوق جوانی را در کوچه ها و خیابانهای شهرشان برای بدست آوردن «آزادی» فریاد زده اند.
و اینک «آزادی» را بعد از گذشت سالیان از پشت همان چادرهای مشکی، به نظاره نشسته اند… و من شاهد انقلابی دیگر هستم، درون تک تک آنها… «حماسه سازانی خاموشی» که به رسم مهر و عطوفت، به رسم زیبای حیا و معرفت رسم آشنای تواضع و زن بودن، یاد وخ اطره ی آلاله ها و رشادت های انقلاب را در پشت چادرهایشان با اقتدار پاس داشته اند… و تجلیل و تقدیر بهانه ای است برای مرور یادها و خاطره ها…. واینک بعد ازسپری شدن سالیان، در سالروز عروج مهر و احسان، تاریخ ثبت حماسه و فداکاری را گرامی داشته ایم تا تو، مادرم، خواهرم از پس نگاه مهربانت، لبخند باشکوهت، تداعی کنی صلابت را…تا اثبات کنی که شان والای تو در تار و پود این انقلاب تنیده… و تو حضور ملکویت را بی هیچ چشم داشتی نثارکردی تا سرفرازی رابه ارمغان آوری.
«چشم دل باز کردم و دیدم/ تار و پودش خدا خدا می کرد» گویی باید نقل کنند حضور قدسی تو را در گذرگاههای تاریخ، آن زمان که سیاهی چادرت محرمی شد برای جانبازی های برادرانت… چرا که مریم زمان خودت بودی… آرام و با طمانینه بازگو می کند «حبیبه احمدی» نقش موثر زنان و دختران را در اشاعه ی پیام انقلاب، حضوری چشمگیر و انکار نشدنی، آن زمان که خورشید انقلاب در سرزمین مقاومت طلوع کرد، اگرچه قلب نازنینت تاب نمی آورد تشعشع جانگدازش را… آن پیرفرزانه خطاب به دکتر مفتح: «فکر می کنید اعلامیه های من و سخنرانی های شما شاه را بیرون کرد همین بانوان محترمه بودند که شاه را بیرون کردند بروید وسایل رفاه وآسایش آنها را فراهم کنید.»
حبیبه احمدی، با صراحت لهجه ی خاصی می پرسد: چرا الان حضور خانومها در مجلس و… اینگونه محدود است؟ اگر خانومها آن زمان اینهمه نقش داشتند در جامعه امروز چه نقشی دارند؟ و شما که اعتقاد داشتید آن روزگاران، سیاهی چادرم انقلابها به پا می کرد، اینک به پاس تمام روشنی ها و زیبایی های که سیاهی چادرم برای سرزمینم به ارمغان آورد… حضورم را زیبا بپذیر…
این نوشتار تقدیم می شود به زنان بی ادعای شهرم، که آرام واستوار، پاکدامن و نجیب، حماسه ها آفریدند ولی در نهایت بزرگ منشی، سکوت قهرمانانه پیشه کردند… و اینک وجود نازنینشان در پشت سیاهی چادرشان عظمت وشکوه دنیایی را به تصویر می کشد…
مطلب مرتبط:
از هفت «زن انقلابي» لار تجليل شد
- - , .
برچسب:
نویسنده: دانلودی